|

شهرهاي ايران (جلد دوم)، به کوشش دکتر محمديوسف کياني، تهران، 1366، 456 صفحه توصيف شهرهاي ايران از جهت باستانشناسي، جغرافياي تاريخي، سياسي و اجتماعي و اقتصادي و شهرسازي از موضوعاتي است که جا دارد دربارهء آن کوششهاي فراوان شود. کتاب شهرهاي ايران درواقع جلد دوم کتابي است با عنوان «نظري اجمالي به شهرنشيني و شهرسازي در ايران» که در سال 1365 بههمّتِ دکتر محمديوسف کياني منتشر شدهاست. در جلد اول کتاب از شهرنشيني در هزارهء پنجم ق.م. تا شهرهاي باستاني مانند جرجان و اصفهان و قزوين و شيراز و شهرهاي نسبتاً جديد مانند تهران سخن رفتهاست [ادامه نوشتار] مینوی خرد (به بهانه چاپ سوم آن) هفده سال پس از چاپ دوم و بيست و شش سال پس از چاپ اول کتاب مينوي خرد، چاپ سوم در حالي منتشر شده است که استاد بزرگ پهلويدان ايران، دکتر احمد تفضلي در گيتي نيستند. اين کتاب هم به کوشش پرتوان استاد فرزانه دکتر ژاله آموزگار چاپ شده است. کتاب حاضر از مهم.ترين متنهاي بازمانده پهلوي است که دربردارندهء اندرزهاي دينيف وقايع اساطيري و تأکيد بر خرد است.
در چاپ حاضر، يک «کوتاهنوشتي از کارنامهء علمي دکتر تفضلي» و پيشگفتار چاپ سوم و بعضي زيرنويسها از دکتر آموزگار افزودههاي تازه کتاب است.
[ادامه نوشتار] پيشگفتار «وِنديداد، حصهء سوم کتاب اوستا»، ترجمهء سيدمحمدعلي حسني داعيالاسلام، دانش، چاپ دوم، تهران 1361. ونديداد يکي از پنج بخش اوستاي کنوني و تنها نسک[1] باقيمانده از هفت نسک مربوط به قوانين است. کلمهء ونديداد تصحيف واژهء «ويديوداد»[2] پهلوي است که خود از دو کلمهء اوستايي «ويديو» و «داتَ»[3] ترکيب شده است. معني تحتاللّّفظ ويديوداد قانون جدايي يا دوري از ديوان است و قانون ضدّديوان چنان که معمولاً معني ميکنند نيست. وي[4] پيشوندي است که در اول اسماء يا ريشهء افعال در اوستا به کار ميرود و معني جدايي و دوري به کلمه ميدهد. اين پيشوند در فارسي به صورت گاف مضموم تحوّل يافته است. در گمان و گريختن و گسستن و چند واژهء ديگر ديده ميشود. در دورهء هندوايراني «ديو» به گروهي از خدايان اطلاق ميشد. ديو در برابر اسورَ يا اهورَ بود. [ادامه نوشتار] |